ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
314
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
شركت كند . مرد اروپائى دعوت را به شرطى پذيرفت كه صدمهاى به مسافران نرسد و اموال مسروقه به آنان مسترد شود . در عمل نيز نمايشنامه با همان شرط و شروط به روى صحنه آمد . پيش از اين ، سفر به منطقهء اين طوايف تقريبا غير ممكن بود ؛ كسى نمىتوانست بدون خطر كردن از حوالى اصفهان بيرون رود . تازه در اين اواخر حاكم نيرومند منطقه به نام محامد الدوله بسيارى از خانها را كشته يا دستگير كرده و لانههاى ناامنى و غارتگرى را ويران ساخته است . بقيه با حيله يا وعد وعيد به تله افتادهاند و آن هم به اين طريق كه قرآن مهر شده فرستادند و اين كار مظهر آن است كه طرف كلا از مجازات بخشوده خواهد شد . هرچند كه عهدشكنى قاجاريه مشهور خاص و عام است و به همين دليل به چنين قرآنى از سر كنايه « قجرى » مىگويند باز بعضى از ياغيان فريب خوردند : از اين قبيل بودند سركردهء وحشتآفرين سولار در خرسان « 16 » و خان چهارلنگ ، يكى از طوايف بختيارى . عموى شاه موسوم به خانلر ميرزا قرآنى مهر كرده به نزد خان چارلنگ آورد . اما به محض اينكه پاى او به اصفهان رسيد به زندان افتاد كه به ضرب نيرنگ و پول توانست دوبار از آن بگريزد . به هنگام دومين فرار نذر كرد كه هرگز ديگر در سايهء ديوارى نيارامد . براى نگاهدارى اين نذر به جاى اينكه در خانهء مستحكم و امن خود بخوابد در چادر ماند و در نتيجه غافلگير شد و باز به زندان افتاد . از آن هنگام وى را در زنجير و زير نظر مستقيم نگاه مىدارند ؛ هرگاه حاكم به سفرى مىرود او را نيز كه بر قاطرى بستهاند با خود همراه مىبرد . من وى را در زمستان 1859 « 17 » در زندانى در اصفهان ديدم كه از افراط در نوشيدن عرق كرخ شده بود و به نقشهء فرار تازهاى مىانديشيد . چند بار با دلسوزى از من حال حاكم بيمار را پرسيد و طبيعى است كه مىخواست از بىنظمى و درهمى اوضاع كه پس از مرگ حاكم روى مىدهد استفاده كند و بگريزد . عشيرهاش كه مدتها با غارتگريهاى گستاخانه راه اصفهان را ناامن كرده بود حال آرام و سربراه است ، زيرا مىداند كه به محض دست زدن به اولين چپاول سر خان به سر دار مىرود و معلوم است كه روح حاكم پدرسالارى مانع از آن است كه عشيره به چنين كارى اقدام كند . 4 . بعضى از مناطق كردستان ، بخصوص در مواقعى كه برخى از طوايف با يكديگر در حال خصومت بسر مىبرند . راهزنان به سهولت پيش همكيشان و افراد طايفهء خود در كردستان عثمانى پناه مىيابند - همهء كردها سنى هستند ؛ اين قوم شبان و چادرنشين متناوبا از مراتع ايران و عثمانى استفاده مىكنند . در بين آنان فرقهاى هست كه افراد آن سخت از سرقت پرهيز دارند ولى غارت مال مرده را حلال مىشمارند . متأسفانه پيروان اين فرقه چنين نتيجهگيرى ناصوابى مىكنند كه صاحب مال را مىتوانند بكشند تا طبق استنباط خود بتوانند از طريق مجاز داروندار او را به تصرف آورند . از اينها گذشته كردان
--> ( 16 ) . در اصل Charhassan . - م . ( 17 ) . برابر با 1276 ه . ق . - م .